ابن المقفع ( مترجم : منشي )

127

كليله و دمنه ( فارسي )

[ 3 - باب بازجست كار دمنه ] 3 - باب الفحص عن أمر دمنة راى گفت برهمن را : معلوم گشت داستان ساعي نمّام كه چگونه جمال يقين را به خيال شبهت بپوشانيد تا مروّت شير مجروح شد و سمت نقض عهد بدان پيوست و دشمنايگي [ 1 ] در موضع دوستي و وحشت بجاى ألفت قرار گرفت و دستور ملك و گنجور او در سر آن شد . اكنون اگر بيند عاقبت كار دمنه و كيفيّت معذرتهاى او پيش شير و وحوش بيان كند ، كه شير در آن حادثه چون بعقل خود رجوع كرد و در دمنه بدگمان گشت تدارك [ 2 ] آن از چه نوع فرمود ، و بر غدر او چگونه وقوف يافت ، و دمنه بچه حجّت تمسّك نمود ، و تخلّص از چه جنس طلبيد ، و از كدام طريق گرد جستن پوزش [ 3 ] آن در آمد . برهمن گفت : خون هرگز نخسبد ، و بيدار كردن فتنه به هيچ تأويل مهنّا [ 4 ] نماند . و در تواريخ و اخبار چنان خوانده‌ام كه چون شير از كار گاو [ 5 ] بپرداخت از تعجيلي كه در آن كرده بود بسي پشيماني خورد و سر انگشت ندامت خائيد [ 6 ] فلمّا رأيت أنّني قد قتلته * ندمت عليه أىّ ساعة مندم نيك برنج اندرم از خويشتن * گم شده تدبير و خطا كرده ظن [ 7 ]

--> [ 1 ] . ( 3 ) دشمنايگي در نسخهء اساس و 2 : دشمنايكى ؛ در و چلبي و نافذ : دشمنادكى ؛ در نق و و 1 : دشمنانكى ؛ در و 3 و مجلس و بايسنغري : دشمني . در صحّت لفظ دشمنايگى ترديدي نيست و در نسخه‌هاى قديم و معتبر فارسي غالبا همين صورت صحيح را و گاهي نيز صورت قديمتر آن را كه دشمناذگي و دشمنياذگي باشد ضبط كرده‌اند ، اگر چه برخى از كتّاب حتّى از قرن ششم به صورت دشمنانكى نقطه گذاري كرده‌اند . در باب اصل و منشأ آن رجوع شود به مقالهء اينجانب متضمّن تعمّق و تحقيق پرفسور هنينگ در مجلّهء يغما ، سال هشتم ، ص 178 تا 179 . در اين باب بتفصيل بيشتر در تعليقات بحث خواهد شد . [ 2 ] . ( 6 ) تدارك رجوع شود به ص 10 ح بر س 1 . [ 3 ] . ( 8 ) گرد جستن پوزش در نسخهء اساس : كرد حس پوزش . [ 4 ] . ( 9 ) مهنّا رجوع شود به ص 37 ح بر س 2 ، و نيز 39 / 8 . [ 5 ] . ( 10 ) از كار گاو در نسخهء اساس : از كار دمنه . [ 6 ] . ( 11 ) سر انگشت ندامت خائيدن ص 117 ح بر س 10 ديده شود . [ 7 ] . ( 12 ) فلمّا رأيت . . . آنگاه كه ديدم كه او را كشته‌ام پشيمان گشتم و چگونه ساعت ندامتي !